أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

219

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

كبش مستخلص شدند ، حضرت عبد اللّه به يكصد نفر شتر رهايى جستند . و حديث شريف انا به الذّبيحين نيز در اثبات ذبح اسماعيل دليل كافى است ؛ زيرا احدى شبهه ندارد كه حضرت اسماعيل جدّ امجد حضرت رسالت پناه است . علماء اقوام يهود با اينكه يقينا مىدانند كه ذبيح حضرت اسماعيل است باز مدّعى آنند كه حضرت اسحاق ذبيح اللّه بوده است ؛ و اگرچه بعضى از مورّخين نصارى نيز سعى در تصديق يهوديان داشتند ؛ ولى هيچكدام نتوانسته‌اند اثبات مدّعا نمايند روايت آتيه بطلان ادّعاى يهود را در صورت واضحه آشكار مىسازد . روايت در عهد عمر بن عبد العزيز يكى از علماى يهود مسلمان شده و عمر از او سؤال كرده است آيا مذبوح اسماعيل است يا اسحاق ؟ مشار اليه گفت : يا عمر ، يهوديان مىدانند كه ذبيح حضرت اسماعيل است ، ولى چون حضرت اسماعيل جدّ طايفهء عرب است براى اينكه ذبيح اللّه بودن جدّ خود اسحاق را ثابت كنند امر ذبح اسماعيل را انكار دارند . صورت وقوع امر جليل ذبح بنا به روايت كعب الاحبار حضرت رب جليل هفت و يا سيزده سال قبل از بناى كعبهء مشرّفه به طريق رؤيا به حضرت خليل امر فرمود كه پسر خود اسماعيل را ذبح و قربان كند . آن وقت حضرت اسماعيل سيزده و بنا به قول بدايع الزّهور بيست سال داشت كه حضرت اسحاق هفده سال و به قول بدايع الزّهور ده سال بعد از اين وقعه متولّد شده ؛ و در يكصد و سى و هفت ( 137 ) سالگى ارتحال دار بقا نمود . حضرت ابراهيم درك و اذعان نمود كه اين رؤيا از جملهء تسويلات شيطانيّه نبوده است . به نيّت اجراى فرمان قضا جريان الهى به هاجر امر فرمود كه سر پسرش اسماعيل را شست و شو كرده [ و مويهاى او را شانه زده ] و لباسهاى تازه بر او پوشانيده و هر طرف او را به عطرهاى خوش بو معطّر سازد . پس از اين به حضرت اسماعيل خطاب كرده و